دوستانه ها
. . . . . . . آری که چه بی رحمانه آمده است که بماند برای همیشه . . . . . . . . . . . . . . . . . . . غم تو در دل من. . . . . . . . . . . .





از سـرسـبــزی قـبــرسـتــان هـا فـهـمـیــدم


آدم ها بـعــد از مــرگـشـــان مـفـیــدتــرنــد!!!

 

کاش غم و غصه هم قیمتی داشت ،
مجانی است لعنتی ، همه می خورند ... !!

 

ساقه شکستن، قانون طوفـــان است تو نسیـــم باش و ... نوازش کن ...

 

ایـــن آخــریــن بــارم بــود !

دیــگـر احـســاسـم را

بــرای کـسی ،

عــریــان نـمــی کـنــم

صــداقـت یـعـنـی حـمـاقــت ...
 
 
با گریه به دنیا می آیی اما چنان زندگی کن که با خنده از دنیا بروی
 
 
تـمـام چـيـزي کـه بـايـد از زنـدگـي آمـوخـت

تـنـهـا يــک کـلـمـه اسـت . . .

مـيـگـذرد . . .

ولـي دق مـي دهـد تــا بگـذرد . . . !
 
 
انـصاف نـیـست

که دنـیا آنـقدر کـوچک بـاشد

کــه آدم هـای تـکـراری را روزی صـد بـار بـبیـنـی

و آنـقـدر بـزرگ باشد

کــه نتوانی آن کسی راکه دلت مـیـخواهد

حتی یک بار بـبیـنی...!!

 

تو را از خاطره ها
پاک نمیکنم
بگذار بمانی
تا یادم بماند
چه طعم ِ تلخی دارد
دروغ
که میتواند حتی
شیرینی عشق و اعتماد را
زهر مار کند

 

چــه قانــون ناعــادلانــه ای !

بــرای شــروع یــک رابطــه

هــر دو طــرف بایــد بخواهنــد

امــا

بــرای تمــام شدنــش

همیــن کــه یــک نفــر بخواهــد کافیســت . . .

 

برگرد...........
یادت را جا گذاشته ای.........
نمی خواهم عمری به این امید باشم که برای بردنش برمیگردی

 

دوست داشتن یعنی
بیست نفر واست سالاد فصل سلطنتی درست میکنند…
لب نمیزنی…
ولی دووست داری تره ای رو بخوری که “اوون” هیچوقت واست خرد نمیکنه!

 

شب کهـ میشود
نبودن هایت را زیر بالشم میگذارم،
و شجاعتم را زیر سوال میـــــبرم!

...دوام می آورم تا فـــــــــــــردا؟!

 

یـڪ نـخ آرامش دود مـﮯکنم !
بـﮧ یـآد نـاآرامـﮯهایـﮯ ڪـﮧ روزهآست از سر و ڪولم بالا رفتـﮧ اند. . .
یـڪ نـخ تــنهایـﮯ ، بـﮧ یاد تمام دل مـشغولـﮯهایمـ. . .
یـڪ نخ سکوت ، بـﮧ یاد حرفهایـﮯ کـﮧ همیشـﮧ قورت داده اَمـ. . .
یـڪ نخ بـُغض ، بـﮧ یآد تمام اشکــهآﮮ نـریختـﮧ . . .
ڪمـﮯ زماטּ لطفا" !!!
بــﮧ اندازه یڪ نخ دیگر
بــﮧ اندازه قدمهآﮮ ڪوتآه عـقربـﮧ
یڪ نخ بیـشتر تـآ مـــرگ ِ ایـטּ پآڪـت نمــآنده..

شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند.

عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند.

دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند

و بخند که خدا هنوز آن بالا با توست...

 

تـــ و چـ ـ ه میـدآنی مـَن چـــندبآر بغـــض کـــردم

چـــند بآر شکــستمـ وقتــ ی پـــرسیدی "خـــوبی"؟!

 

خاطرات خیلی عجیبند !!!

گاهی اوقات می خندیم به روزهایی که گریه میکردیم . . .

گاهی گریه میکنیم به یاد روزهایی که میخندیدیم . . . !!!

 

میگفتند:
سختی ها نمک زندگی است
اما چرا کسی نفهمید
"نمک" برای من که خاطراتم زخمی است
شور نیست...
مزه "درد" میدهد.

" مثل ِ دبستان که برای ِ حساب کردن ...

کوچک ها را با دست می شمردیم

و بزرگ ها را توی ِ دل ِ مان نگه می داشتیم ...

برای ِ گفتن ِ دل تنگی ام

فقط باید بگویَ م : دل َم ... ،

باقی اش را توی ِ دل َم نگه دارم ..... "




عشق هایت را مثل
کانال تلویزیون عوض می کنی
و افتخار می کنی،
که عشق برایت این چنین است !
و من می خندم …
به برنامه هایی که هیچکدام ،
ارزش دیدن ندارند . . .

 

می نویسم که تو بخوانى، اما حیف !
دیگران عاشقانه هاى مرا می خوانند و یاد عشق خودشان می افتند !
و تو… حتى نگاه هم نمی کنى …!

 

رسم این قبیله همین است

دور آتشی می رقصند

که تو در آن میسوزی . . .

روزگارا:

تو اگر سخت به من میگیری،

با خبر باش که پژمردن من آسان نیست،

گرچه دلگیرتر از دیروزم،

گر چه فردای غم انگیز مرا میخواند،

لیک باور دارم دلخوشیها کم نیست

زندگی باید کرد...!

خوش آمــ‗__‗ـدی..
قدمت روی چشـ‗__‗ـم هایم..

بسـ‗__‗ـاط قهوه ام مهیاست..
.
.
کفشهاتـ‗__‗ـــ..

کفشهاتـــ را امــــــــا...

پنهـ‗__‗ـاטּ می کنـــم..

خیال رفتـ‗__‗ــטּ را از سر بیروטּ کنـــ

 




دوشنبه 09 اردیبهشت 1392
:: 10:32 ::  نويسنده : حمیدرضا زارعی

 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران