دوستانه ها
. . . . . . . آری که چه بی رحمانه آمده است که بماند برای همیشه . . . . . . . . . . . . . . . . . . . غم تو در دل من. . . . . . . . . . . .




 

خیلی وقته که برای دیدن تو ، اول باید چشمهایم را ببندم . . .

 

 

اونقدر مهربون بودم که حالا باید به خیلیا ثابت کنم که من احمق نیستم !

 

 

 

بدترین حسه دنیا اینه که بدونی کسی که دوسش داری همون اندازه یکی دیگه رو دوس داره !

 

 

 

این که عادلانه نیست !
من ،‌ مدام دست تو را بگیرم ، تو ، مدام مرا دست کم بگیری !

 

 

 

از گدایی پرسیدند :
بدبخت تر از تو کسی هست ؟
خندید و گفت : آری ، عاشقی که به عشقش نرسد !

 

 

 

درد می کشم ، درد
هم تلخ است هم ارزان
هم گیراییش بالاست
هم اینکه تابلو نمی شوم و رفیقی که مرا به درد معتاد کرد ناباب نبود ، اتفاقا باب باب بود فقط نگفته بود که ماندنی نیست ، همین !

 

 

 

اونایی رو دوست داشته باش که توی زندگیت نقشی داشتن !
نه اونایی که برات نقش بازی کردن . . . !

 

 

من آدم نمی شوم !
لبخندت خرم می کند و دوریت سگم !

 

 

 

دلم دیگر به زندگی گرم نیست
مادر می‌گوید : باید کمی به خودت برسی !
اما چگونه ؟ وقتی از هر طرف میروم به تو می‌رسم ؟!

 

 

 

لحظاتی هست که هیچ چیز این زندگی قانعت نمی کند و فقط و فقط نیاز به اندکی مردن داری !

 

 

 

دیوانه میکند مرا !
شباهت این روزها با روزهایی که وعده میدادی !

 

 

 

لغت نامه هاى دنیا را باید آتش زد !
جلوى واژه ى نبودن نوشته اند : “ عدم حضور شخصى یا چیزى ” ؛ همین !
چقدر نبودن تو را ساده فرض مى کنند ؟!

 

 

 

 

دلم را هنگامی غم می گیرد که نگاهم به دستان گره خورده ی دو آدم خیره می ماند !

 

 

 

چقدر دوستت داشتم . . .
چقدر نفهمیدی . . .
نمی گویم زیباترین اما . . .
تو ، مهربان ترین آدم زندگیت را از دست داده ای . . .

 

 

 

به اندازه تمام بودنت ، بعد از رفتنت ، نابودم کردی !

 

 

 

بالاخره خنده های یک نفر باید چیزی را آب کند . . .
یا خنده های تو قند را یا خنده های من غم را !

 

 

 

 

آلزایمر می‌تواند بهترین بیماری جهان باشد تا هر ثانیه یادم نیفتد که نیستی !

 

 

 

 

حرف های دلم را هرگز کسی نمیفهمد ، فقط روزی مورچه ها خواهند فهمید !
روزی که در زیر خاک گلویم را به تاراج میبرند . . .

 

 

 

تا جایی که من یادم می‌ آید ، تو ترکم کرده ای !
پس چرا استخوان‌هایِ من از درد تیر می‌کشند !

 

 

 

 

غمگینم ؛ مثل دختری که عاشق سرباز دشمن شده است . . .




سه‌شنبه 05 آذر 1392
:: 15:37 ::  نويسنده : حمیدرضا زارعی

 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران