دوستانه ها
. . . . . . . آری که چه بی رحمانه آمده است که بماند برای همیشه . . . . . . . . . . . . . . . . . . . غم تو در دل من. . . . . . . . . . . .




 

 https://encrypted-tbn2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQPS_hC2TYvbhOvcE-4UufIAJ3f59OXhyL8RDc-75WvJxctqm-OTA

ناگهان یک شب سراغم آمد و با خنده گفت:

«نوشداروی توام» با طعنه گفتم: «زود نیست؟!»

 

دیر شد، در من اگر هم شور و شوقی بود، مُرد

دیر شد، این مرد، آن مردی که سابق بود، نیست...

 




جمعه 10 اردیبهشت 1395
:: 17:52 ::  نويسنده : حمیدرضا زارعی

 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران